بعد از بیش از ده سال استفاده روزانه، بالاخره تصمیم گرفتم با اسپاتیفای خداحافظی کنم. نه اینکه ناگهان از آن بدم بیاید، اما به نقطهای رسیدم که فهمیدم ما دو نفر هر کدام مسیر خودمان را رفتهایم، بیآنکه با هم رشد کنیم.
سالها بود که گاهی وسوسه میشدم اسپاتیفای را ترک کنم. خبرهای مربوط به پرداخت پایین حق استریم به هنرمندان، ماجرای پخش انحصاری پادکست جو روگن و انتشار اطلاعات غلط درباره کرونا، یا تلاش اسپاتیفای برای حذف RSS و محدود کردن استقلال پادکسترها، همه دلیلهایی بودند که میتوانستند مرا منصرف کنند. با این حال، همیشه ماندگار شدم.
چه چیزی بالاخره مرا به ترک اسپاتیفای واداشت؟
نه اخلاقیات، نه سیاست، بلکه تجربه کاربری. اپلیکیشن اسپاتیفای بیش از حد به پیشنهادهای الگوریتمی وابسته شده و صفحه خانهاش پر از شلوغی بصری است. از پاپآپهای تبلیغاتی و پادکستهایی که فقط یکبار شنیدهام، تا آلبومهایی که گذرا امتحان کردهام و حتی موزیکهای اسپانسرشده از هنرمندان ناشناس.
نتیجه این شد که کمکم به جای شنیدن آهنگهایی که دوست داشتم، همانهایی را گوش میدادم که اسپاتیفای میخواست. ناخودآگاه، اختیار انتخابم را از دست دادم.
دلایل دیگر این تصمیم
-
پرداخت کمتر به هنرمندان نسبت به رقبا (حدود ۳ دلار به ازای هر هزار استریم، درحالیکه اپل موزیک و آمازون تا سه برابر بیشتر میپردازند).
-
سرمایهگذاری مدیرعامل اسپاتیفای روی شرکتی سازنده سلاحهای نظامی مبتنی بر هوش مصنوعی، که باعث شد بعضی گروهها آثارشان را از این پلتفرم حذف کنند.
-
سابقه اعتراض هنرمندانی مثل نیل یانگ و جونی میچل به انتشار اطلاعات غلط.
جایگزین من چه بود؟
به اپل موزیک مهاجرت کردم. راستش، بیشتر به خاطر سه ماه اشتراک رایگان همراه با آیفون جدیدم، و البته کیفیت صدای Lossless که اسپاتیفای سالها وعده داده ولی عملی نکرده. هرچند این انتخاب هم مرا قهرمان حمایت از «ضعیفترها» نمیکند، چون اپل هم ماجرای اخلاقی خاص خودش را دارد.
جمعبندی
اسپاتیفای برای خیلیها هنوز جذاب است، اما اگر الگوریتمها آنقدر پیشدستی کنند که سلیقه شما را به جای خودتان شکل بدهند، شاید وقت خداحافظی رسیده باشد.
شما چه فکر میکنید؟ آیا تجربه مشابهی با سرویسهای پخش موسیقی داشتهاید؟



